کاش يه سرسوزن بد بودی

تا يه سرسوزن دوستت نمی داشتم .

ولی چه کنم که تو ...

 

/ 15 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داریوش

خوبه! به نظر من اگه هم بدی هست چشمای زيبا بين شما مانع از ديدن اوناست! بازم پيشم بيا! يا علی!

داریوش

می‌خواهم به سكوت فكر كنم، به فضايی سرشار از حس غريب تمام شدن. می‌خواهم به نيستی، به هستی، به يك دنيا تباهی، و ديگر مرگ فكر كنم، مرگ با تبسمی، با آرامشی ابدی، برای هميشه. می‌خواهم تمام دغدغه‌ها را در كيسه‌ای بريزم و با خود ببرم، می‌خواهم با اضطراب، ترس و انتظار به جايی پشت همه‌ی هيچ بروم.....

azadeh

ای کاش يه سر سوزن معرفت داشن.

Ramin

سلام .... بهش بگو چقدر دوسش داری .... از اینی که هست که بدتر نمیشه !!................... میشه؟ عمرا

azadeh

ی ی ǐ ǘ .

azadeh

برای لينک زياد زحمت نکش چون می خوام وب لاگم رو حذف کنم

کمی آزادی

می خواستم بگم برو قدر همين که داری رو خيلی بدون که ديدم مثل اينکه روزگارت به دعا خيلی نياز داره. کاش خدايت خيرت را در شکستت نديده باشد. چون سرمايه ای که جماعت ما می گذارد همه جانبه است و سرمايه ای که بعضی ها می گذارند همه محاسبه است.

سعید قزلباش

سلام عزیزم. من سعید هستم از وبلاگ سرای عشق. من به روز شدم با زیبایی مرگ از جبران خلیل جبران. خوشحال میشم اگر به من سر بزنی. خدانگهدار