تو همون ماهی که هر شب ٬ ميشی هم غصه سازم

من ميگم از غم دوری ٬ تو ميگی بايد بسازم

تو برام عزيزترينی ٬ اينو خودتم ميدونی

توی اين شب های ظلمت ٬ تويی که برام ميمونی

                                                                                                           (M-R)

 

تو مثه خورشيدی اما ٬ دل من تاريك و سرده

اگه لحظه ای نباشی ٬ تو دلم دريای درده

من ميخوام كه با تو باشم ، تا ديگه از دوريت نميرم

هر روز از عشق تو زيبا ٬ بيشتر از هزار دفه بميرم

                                                                                                           (J-A)

 

/ 110 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لادن

با درود فراوان به تک تکه دوستانم منيژه جونم مرسی از لطفت عزيز دلم.من هم تو رو خيلی زياد دوست دارم فدات شم. درضمن ممنون از تبريکت عزيزم. ۲۲ تير هم يادم می مونه قول ميدم.

سحر م

منيژه جونم چرا رفتی؟من باورم نميشه آخه نميدونستم.شايد باور نکنی ولی وقتی نظرت رو خوندم يه آهنگ خيلی غمگين گذاشته بودم پخش ميشد وقتی ديدم نوشتی از اون وبلاگ که من که همه ی گلزاری ها باهاش زندگی کردند و تمام لحظاتشون تمام حرفهای دلشون و تمام دلخوشی هاشون اونجا بود رفتی يه بغض بزرگ گلوم رو گرفت و ديگه رهام نميکنه.حالا دلم ميخواد گريه کنم

ناشناس

سلام دوست عزی ممنون که سر زدی وبلاگ قشنگی دارين . من از عکساش خوشم مياد

مهشيد محمدی

سلام داداشی دوباره اومدم فکر کنم اين روزها بيشتر اينجا بيام چقدر کامنت آبجی منيژه ام رو که خوندم خوشحال شدم .طبق معمول کلی ذوق کردم مرسی آبجی جون به خاطر همه محبت هات در مورد اون آپ هم باهات موافقم اگه بی خيالش بشيم بهتره گلم ديگه خواهران گلزار نميای پس منم بيشتر اينجا و وبلاگ نجمه جون برات کامنت ميذارم فدات شم .راستی امروز ميرم شاهچراغ و برای سلامتی همه مريض ها به خصو

هميشه به تو چه

سلام دوست عزيز از اينکه به ما سر زدين ممنون لينکت ميکنيم شما هم ما رو لينک کنيد منتظريم بای

منيژه رحمانی

مهشيد محمدی عزيزم و ليلای بی مجنون عزيزم ، مادر من بيمارستان بود ممنونم با وجود اينکه خبر نداشتيد مامان من بوده براش دعا کرديد اگر الام مامانم خونس به خاطر دعاهای دوستای گلی مثل شماست جعفر عزيزم از دعاهای تو که هميگشی هستش هم خيلی خيلی ممنونم

ليلای بی مجنون.منیژه رحمانی.داداش ماورا.مهشید

سلام منيژه ....الهی من فدای تو بشم... الان که کامنتت رو خوندم اشکام تو چشمم جمع شدن ... اولش که گفتی مادر عزیز تو بیمارستان بوده.... نفسم تو سینم حبس شد... الهی من بمیرم برات...قربونت بشم من... وظیفه من بود که دعا کنم ... این تنها کاری بود که از دستم بر می اومد... وقتی گفتی که مادر مهربونت الان تو خونه هست نفس راحتی کشیدم....منیژه گلم....خوشحالم که حال مادر نازنینت خوب شده....همین الان به دلم افتاد که ۳ دور تسبیح صلوات بفرستم....برای اینکه همیشه مادر گلت سلامت باشند... منيژه ....بهترين دوستم....بهترين خواهرم......من در مورد برگشتن تو به گروه خواهران گلزار پافشاری نمی کنم...ولی بدون هرشب برای اينکه تو برگردی به جايی که متعلق به تو هست و با زحمتهای تو به اينجا رسيده نذری که در اين باره کردم رو می خونم تا تو بر گردی...حتی اگه ۱ سال ....۲ سال....يا....۱۰ سال ديگه هم طول بکشه....منتظر بازگشت زيبای تو به پيش خواهرانت می مانم...... راستی میشه بهم خبر بدی که میلم بهت رسید یا نه؟ ممنون ............. داداش ماورا....مهشید جون........اگه قراره بجنگیم من آماده ام .... ولی از هفته دیگه...اوکی...با

منيژه رحمانی

ليلای بی مجنون عزيزم الهی دورت بگردم ، شکر خدا مامانم حالش الان خوبه ، و توی خونس ولی کامل کامل خوب نشده که ايشاا.. خوب می شه تا شما و دلای پاکتون رو دارم غمی ندارم راستی ۲۲ تيـــــــــــــــــــــــــــــــر يادتون نـــــــــــــــــــــره هاااااااااااااااااااا

ليلای بی مجنون

منيژه جونم....سلام خيلی با محبتی ... ممنونم از لطفت. ۲۲ تير رو هيچ وقت فراموش نمی کنم...مهربونم. راستی کنکور دادی؟ منيژه جونم ... اگه ميشه بهم بگو که ميل من به دستت رسيد يا نه ؟ ... آخه برام مهمه... در ضمن می خواستم يه قرار بزاريم باهات صحبت کنم...يعنی می خواستم درباره يک کاری که می خوام انجام بدم...با تو مشورت کنم. می دونی من خيلی خوشحالم که دوستی مثل تو رو خدا جلوی راهم قرار داد تا هم جور ديگه ای به زندگی نگاه کنم و ديگر اينکه بتونم حرفام و باهاش خيلی راحت بزنم ... منيژه جونم خيلی برام قابل احترام و عزيزی. اميدوارم حال مادر مهربونت هر روز بهتر و بهتر بشه ... انشاالله. داداش ماورای گل اميدوارم بعد از کنکور بيای و با کامنتات ما رو خوشحال کنی ... موفق باشی.

لادن

منيژه جون خيلی ناراحت شدم فهميدم مامان بيمارستان بودن . الان چی بهتر شدن؟ امیدوارم هر چه زودتر حالشون خوب بشه.