يه روزی ميمرديم برای همديگه .

اما حالا ديگه واقعا مرديم برای همديگه !

 

/ 51 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امانت ع ش ق * دختر پاییزی *

از کجا بايد گفت؟.....سکوت..سکوت...سکوت..زندگی زيباست..دنيا بزرگ است...به اندازه ای که تمام انسانها در آن به دنيا آمدند..بيايند..زندگی بکنند...و عاشق باشند...و اين پايان راه است...پايان يک تنهايی..تصويری خام در ذهن انسانها...عشق سر آغاز تنهايی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!سلام...خوشحالم از آشنايی با شما و وبلاگتون....از شما دعوت ميکنم به کلبه تنهايی من بياين و فرياد بی صدای مرا بشنوی..پس منتظرتونم..... امانت عشق..امانت عشق..امانت عشق.....التماس دعا ..(دختر پاییزی)

respina

سلام...جمله زيبايی بود موفق باشيد بدرود.

امير

سلام دوست عزيز.متن زيبايی بود.ممنون که بازم منو تنها نميذاری.شرمندم کردی.دارم آب ميشم از خجالت!

امير

قديميا راست ميگن.من با تمام وجود درکش کردم.واسه کسی بمير که برات تب کنه!

مهرآوه

سلام ممنون که توضيح بيشتری دادي اين با کاملا متوجه شدم. راستی من آپم خوشحال می شم سر بزنی با بهترين آرزوها و شاديها

کورش-وفاداردلشکسته

ميگم هر وقت آپديت نداری کامنت هايی که برای من ميذاری به عنوان آپديت بذار! خيلی جذابه!

رنگین کمون

هوای تازه بوی خوب بارون بوی گل و عطر گلا تو ایوون شمیم آشنای یاس و پونه زیارت و عبادت شبونه حس می کنم زنده شدم دوباره آسمونم پر شده از ستاره حس می کنم درها به روم بسته نیست غم به دلم محرم وابسته نیست ماه کدومه گل و گلدون چیه نفس کشیدن زیر بارون چیه تو سینه قلبم دیگه جا نداره لحظه رو با ثانیه می شماره امام رضا دردا رو درمون تویی ماه تویی شاه خراسون تویی ضامن آهوی بیابون تویی شفا واسه چشمای گریون تویی بذار بیام پام برسه به خاکت ببین منم عاشق سینه چاکت به لحظه انگار واسه من یه ساله تا برسم به صحن تو خیاله دارم می آم تا که تو رو بو کنم دارم می آم خونه تو جارو کنم شب تا سحر تو حرمت بشینم صبح که می شه کفتراتو ببینم سرمه چشمام می کنم خاک تو خاک در بارگه پاک تو نذری دارم ادا کنم به خاکت هر نفسم فدای خاک پاکت..خوبی عزيز؟

ستوده

سلام. خیلی خوشحالم کردی که بهم سر زدی. ممنونم از اظهار لطفت و فهیمه جان که باعث آشنایی ما شد. من شامه خوبی دارم ولی این که می خوام بگم نیازی به شامه قوی نداره که اینجا بوی احساساتی شبیه احساسات پاک و زیبای آقای رضا صادقی میاد. پر از تعابیر زیبا در عین خلاصه بودن. به قول دوستی، یه جور مینیمال نویسی.

ح.ش

كم گوي و گزيده گوي چون «دُر»...من با «ميني‌مال نويسي» موافقم ، اما به شرطي كه «تكراري» و (ياخداي ناكرده) «دزدي» نباشه...

كوروش

می ميرم برات تبريک عرض می فرمايم بخاطر بلاگ نازت حفظ کم ا.... باشد که رستگار شوی