قطره قطره شکوفه از سر صخره ها گرد آورده ام .

از گلبرگ های سرخ دستمالی بافته ام ٬

تا با دلی عاشق به شما خوبان آفتاب هديه کنم .

گرچه سردی سايه در وجودم پيداست ٬

اما اين هديه سرد آفتابی را از من پذيرا باشید .

 

/ 80 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
azadeh

سلام ... تو که باز غمگين نوشتی . به اين دلت بگو انقدر نگيره ديگه......موفق باشی فلا

ايمان

دل تو با دل من همدم و همراز نشد عاقبت راهی به سرداب دلت باز نشد کلماتی که نيامدند و بر لب ماندند عشق سوزانی که ديگر مرد و ابراز نشد

حسين

اگه روزی احساس کردی می خوای گريه کنی منو صدا کن بهت قول نمی دم که تو را بخندونم اما می تونم باهات گريه کنم اگه روزی خستگی تو را وادار به گريز کرد نترس منو صدا کن قول نمی دم ازت بخوام که اين کارو نکنی اما می تونم با تو راهی بشم اگه روزی حوصله گوش کردن به کسی را نداشتی منو صدا کن قول ميدم که خيلی ساکت باشم اما اگه يه روزی با من تماس گرفتی و جوابی نيومد زود بيا که منو ببينی شايد به تو احتياج داشته باشم تنها به تو

yek_haghighate_talkh2005

akhare webloge man morteza 15 gach

مهرداد

سلام و بعدا عشق و عاشقی اگه شوما خواننده ی گرامی دوست دارین با یک عاشق واقعی حرف بزنین با موضوع "مهرداد"به من ایمیل بزنید حتما در صورت امکان جواب می دهم

عاشق بی معشوق

اگه عاشقی و می خوایی بیشتر بشه یه ایمیل دوستامه به من بزنید لطفا با موضوع عشق

سروش

عالی جدی خسته نباشی

سهيل صبوحی

خيلی عالی و عاشقونه بود.

man tahala ashegh nashodam vali ey val gh