يک شب توی اوج با هم بودن تنهام گذاشتی .

يک شب توی اوج خواستن ازم متنفر شدی . 

يک شب توی اوج صداقت زير همه حرفات زدی .

يک شب توی اوج دل دادگی دل ازم بريدی .

آره عزيزم ...

يک شب توی اوج بودن رفتی و

حتی رد پاتم واسه چشمام جا نذاشتی .

آه دلو سوزوندی !

آه چرا نموندی ؟

 

/ 64 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسين

زندگی غمناک است دوست من! و ما با آن غم خو گرفته ایم . و چه زود به هر چیز خو می کنیم.و این چه دردناک است

حسين

چقدر سخت است منتظر كسي باشي كه هيچوقت فكر آمدن نيست منتظرمهمان عزيزي باشي !! كه فانوس خانه اش روشن نيست. چقدر سخت است آدم را از آرزوهايش دور كنند اورا به مسير ناخواسته اي مجبور كنند. چقدر سخت است دست نوشته هايت را نخوانده خاك كنند اسمت را از خاطره ها پاك كنند عشق نمی پرسه که تو کی هستی؟ عشق فقط میگه تو مال من هستی..... عشق نمی پرسه اهل کجا یی؟ فقط می پرسه تو قلب من زندگی می کنی..... عشق نمی پرسه که چه کار می کنی؟ فقط میگه باعث میشی قلب من به ضربان بیفته..... عشق نمی پرسه چرا دور هستی؟ فقط میگه همیشه با من هستی..... عشق نمی پرسه کی دوستم داری؟ فقط میگه دوستت دارم!

محمد

سلام جعفرجان .بهت تبريك مي گم خيلي قلمت خوبه .

انا رضوی

سلام ميخواستم بگويم عشق واقعی يعنی انتظار مهدی فاطمه

[سايت جالبی داری

نرگس طاهرخانی

مثل يه غروب تنها که مي شينه پشت ابرها يه سکوت بی پناهم توی اين بيهودگی ها لحظه ها را می شمارمداداش ماورا وبلاگت نه ببخشيد وبلاگتون واقعا عاليه مرسی

نيلوفر

واقعا جالبه مرسي خسته نباشي

نيلوفر

اقا من واقعا شاكيم از اين دنيا واقعا دارم ديونه ميشم نمي دونم چرا اينا رو اينجا مي گم شايد چون فكر مي كنم يكي هست كه حرفامو بفهمه كمك من دارم نابود ميشم كمك يكي به من كمك كنه خواهش مي كنم