نميدانم کدامين باد بذر عشقت را به سرزمين وجودم آورد ؟

 

/ 21 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی

سلام احوال شريف ... ميگم نگفتی توی مشهد زندگی ميکنی ... اگه تهران گذارت افتاد ما رو فراموش نکن .. چون من يکی خيلی مديونت هستم... در ضمن اگر ممکنه يکم بيشتر بنويس تا لااقل بتونيم سرنخ رو پيدا کنيم ... وقتی اينقدرکم مينويسی آدم توی کف بقيه اش ميمونه.... لطفت پايدار

sea

سلام.....اينا شعرای من نيست بهتره دقيق تر بخونب وبلاگو....ولی متشکر به من سر زدی ......وبلاگ قشنگی داری .....موفق باشی......

fahime

به راه میکده عشاق راست در تک و تاز همان نیاز که حجاج را به راه حجاز ز مشکلات طریقت عنان متاب و بپای که مرد راه نه اندیشد از نشیب و فراز مرسی که خبرم کردی عزيزم .... مثل هميشه موفق باشی و عاشق

شتربان ÷یر

گناه ما شاید فریاد اناالحق در هیاهوی دروغ...در کویر بی سراب...در شب بی ستاره باشد...نوید رنگین کمان تنها امید نفسهای سنگینی که می آید و می رود....

mahsa

گر چشم دل بر ان مه ايينه رو کنی...سير جهان در اينه روی او کنی.....خاک سياه مباش که کس برنگيردت ايينه شو که خدمت ان ماهرو کنی...

Amir

سلام !واسه سوالت جوابی ندارم!ولی اين ترانه تقديم به شما: نمی خوام مثل همه گریه کنم-- زندگی با آدماش برای من یه قصه بود--توی این قصه کسی با کسی آشنا نبود/ همه خنجر توی دستو خنده روی لبشون--توی شب صدایی جز گریه ی بی صدا نبود/ نمی خوام مثل همه گریه کنم--دیگه گریه دلو وا نمی کنه/ قصه های پشت این پنجره ها--غمو از دلم جدا نمی کنه/ قصه ی ماتم منهر چی که بود--هر چی که هست/ قصه ی ماتم قلب خسته ی یه آدمه/ وفت خوابه--دیگه دیره/ نمی خوام قصه بگم--از غم و غصه برات هر چی بگم بازم کمه/ نمی خوام مثل همه گریه کنم--دیگه گریه دلو وا نمی کنه/ قصه های پشت این پنجره ها--غمو از دلم جدا نمی کنه/

azadeh

انگاه كه در كنارم نيستي ... شب يا روز كدام يك بهر است ؟ چه بگويم اما ميدانم كه: هر دو بي ارزشند ان گاه كه در كنارم نيستي.

یوسف غفاری

سلام دست مریزاد وبلاگت عالیه. راستش من تازه کارم.اگه وقت کردین به نیمرنگ من نیم نگاهی بندازین . باشه

ماوراي عشق

سلام . بازم از همه دوستانی که منو با کامنتای گرمشون شرمنده کردن متشکرم . آرزومند آرزوهاتون هستم و قربان همتون .

رضا

حالا آورده ديگه... يه جا خاکش کن :)