من تمنا کردم

که تو با من باشی .

تو به من گفتی :

هرگز .

پاسخی سخت و درشت !

و مرا غصه اين هرگز کشت .

/ 7 نظر / 6 بازدید
?

گوش کن وزش ظلمت را می شنوی؟

آرام

سلام دوست خوبم: شعر قشنگیه.شاعرش کیه؟ عزیزم من به روزم خوشحال می شم بیای و منو با گذاشتن کامنتت شاد کنی.منتظرتم.تا بعد...

saye

...يک روز امدی و گفتی..دوستت دارم....يک روز رفتی و گفتی...برای هميشه....اميدوارم شعری که نوشتی در مورد خودت صادق نباشه

saye

کاش ديگر کاشهامون ديگر کاش نبود..مرسی از اينکه بهم سر زدی:)

آرام

سلام.مرسی که بهم سر زدی.با این حرفت که گفتی خاطرات خوب از چیزای خوبی که از دست می دیم تبدیل به خاطرات تلخ می شن زیاد موافق نیستم چون به نظر من خاطره ی خوب در هر زمانی خوب باقی می مونه، درسته که نبود اون عزیز برامون سخته اما حتی اون موقع هم از یادآوری یه خاطره ی خوبی که ازاون داریم ما رو خوشحال می کنه. اما بازم مرسی.بابت اینکه هم اسم شاعر رو بهم گفتی ممنون.بازم پیشم بیا.موفق باشی و شاد.تا بعد...

*Tina

سلام سلام ...مرسی که پيشم امدی ... با کامنتت موافقم ...و نوشتت هم خيلی قشنگ بود ...وبلاگت که خيلی نازه ...من آپم دوست داشتی بيا پيشم منتظرتم ...:

azadeh

سلام چرا ديگه به من سر نميزنی منتظرم.